دیوار افتخار موزه مقاومت ایران یادآور ۱۲۰هزار شهید راه آزادی بعد از قیام ضد سلطنتی مردم ایران میباشد که در آن هر ستاره سمبل صد شهید است. این شهدا از گروههای سیاسی مختلف هستند و اکثر آنها را هواداران واعضا سازمان مجاهدین خلق تشکیل میدهد. در این دیوار تصاویری از مبارزات سازمان مجاهدین از آغاز تا امروز با تصاویری الهامبخش به نمایش در آمده است. در ابتدا تابلویی متعلق به بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران میدرخشد. این بنیانگذاری در ادامه انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت توسط دکتر محمد مصدق بذری بود که توسط بنیانگذاران سازمان کاشته شد و اکنون به درختی تناور با شاخ و برگی گسترده در تمام جهان تبدیل شده است. روز ۱۵شهریور سال ۱۳۴۴، سازمان مجاهدین خلق ایران توسط محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیعزادگان بنیانگذاری شد. در شرایطی که در ایران روشهای سنتی و عافیتجویانه مبارزه به بنبست رسیده بود و سلطه دیکتاتوری شاه نفسها را در سینهها حبس میکرد به قول پدر طالقانی بنیانگذاران کبیر مجاهدین با بنیانگذاری سازمان راه جهاد را گشودند. دوسال و نیم فعالیتهای سیاسی سازمان مجاهدین خلق و متینگها و سخنرانیهای رهبر مقاومت در شهرهای مختلف صحنهای دیگر از مبارزات سازمان مجاهدین خلق و پایگاه مردمی آن بخشی خاطرهانگیز و غرور آفرین از مبارزات این سازمان است. فعالیتهای آگاهی بخش سازمان در این دوره پرده از چهره کریه رژیم خمینی فرو افکند و بر همه روشن شد که سازمان مجاهدین از آخرین قطرات آزادی نیز نهایت استفاده را کرد تا وارد رویارویی مسلحانه با خمینی نشود. The Wall of Honor: Each bright star represents 100 martyrs who gave their lives for freedom. A tribute to courage and sacrifice.#Iran https://t.co/GhodqQVDHW pic.twitter.com/muw9OwzYML — freeiranmuseum (@freeiranmuseum) January 28, 2025 اما بعد از اینکه پاسداران و نیروهای سرکوبگر رژیم در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به روی تظاهرات نیم میلیونی مردم تهران آتش گشودند و موج اعدامها را آغاز کردند دیگر راهی جز مقاومت تا آخرین نفس در مقابل آنها باقی نماند. عاشورای مجاهدین در ۱۹بهمن سال ۱۳۶۰ که به شهادت سردار شهید خلق موسی خیابانی و سمبل زن انقلابی مجاهد خلق اشرف رجوی راه برد نمادی از فدای حداکثر برای آزادی مردم از چنگال ارتجاع حاکم است. نام دکتر کاظم رجوی شهید حقوق بشر که در سال ۱۳۶۹در شهر ژنو توسط عوامل تروریست رژیم ایران ترور شد در دیوار افتخار موزه مقاومت ایران همواره جاودانه است. وی با نجات جان رهبر مقاومت ایران از اعدام در زندانهای رژیم شاه نقشی بی بدیل در تاریخ مبارزات مردم ایران ایفا کرد و خون جوشان او پساز شهادتش سپر دادخواه خون مجاهدین و مدافع آزادی مردم ایران و رسواگر جلادان حاکم بر میهن ماست. در تابستان ۱۳۶۷، رژیم آخوندی دست به جنایتی هولناک زد که بهعنوان یکی از سیاهترین فصول تاریخ معاصر ایران شناخته میشود. طی چند ماه، حدود ۳۰ هزار زندانی سیاسی، که عمدتاً از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند، در زندانهای مختلف کشور، بهویژه در زندان گوهردشت کرج، بهطور دستهجمعی اعدام شدند. به گفته شاهدان، تک به تک این افراد شهادت را با سربلند انتخاب کرده و حسرت سر خم کردن در مقابل دشمن را بر دلش گذاشتند. دفتر تاریخ سازمان مجاهدین خلق ایران حاوی برگهای زرینی از مقاومت و فدا و حماسه و جنگاوری است. تاریخی آمیخته با خون یکصد و بیست هزار شهید راه آزدی و بیشمار زندانیانی که در زیر شکنجه تا آخرین لحظه مقاومت کرده و بر عزم خود برای سرنگونی رژیم آخوندی پای فشردند. داستان زنان و مردانی که از همه چیز خود گذشته و با کفش و کلاهی آهنین به مصاف دشمن مردم ایران شتافتند و مشعل آزادی را فروزان نگاه داشتند. در موزه مقاومت ایران تلاش شده تا این تاریخ بصورتی سمبلیک به نمایش در بیاید تا با نگاه به آن افق روشن پیروزی هر چه نمایانتر بشود.
یادگاریها و وسایل بهجامانده از شهدا
در موزه مقاومت ایران در اشرف ۳ قسمتی به یادگار های بجا مانده از شهدای مقاومت اختصاص یافته است . این یادگار ها الهام بخش نسل های آینده در مسیر آزادی و عدالت است . یادگاریها و وسایل بهجامانده از شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران، نقش مهمی در زنده نگهداشتن خاطرهٔ این قهرمانان و انتقال ارزشهای مبارزاتی آنها به نسلهای آینده دارند. این آثار، علاوه بر نشاندادن جنبههای شخصی زندگی شهدا، بیانگر مقاومت و ایستادگی آنها در برابر ظلم و ستم و الهامبخش نسلهای آینده در مسیر آزادی و عدالت است. در موزهٔ مقاومت ایران در اشرف ۳، واقع در آلبانی ، وسایل شخصی شهدا نظیر ساعت، پیراهن، دستسازههای زندانیان، و هدایایی که شهدا یا خانوادههای آنها به سازمان مجاهدین خلق ایران اهدا کردهاند، به نمایش گذاشته شده است. همچنین، دستنوشتهها و سایر یادگاریهای شهدای مقاومت در این مجموعه نگهداری میشود. نامهها و دستنوشتههای شهدا از جمله یادگاریهای ارزشمندی هستند که بیانگر افکار، احساسات و آرمانهای آنها میباشند. یادگارهای به جا مانده از شهدا توسط خانواده ها و دوستان شهدا به سازمان مجاهدین خلق اهدا شده بود. این یادگارها برای اولین بار در موزه اشرف 1 به نمایش در آمده بود. متاسفانه در بمباران قرارگاه اشرف توسط نیروهای آمریکایی و همچنین انتقال مجاهدین از اشرف ۱ به لیبرتی تعداد زیادی از یادگارها از بین رفتند.
دیوار افتخار- دکتر کاظم رجوی
در موزه مقاومت ایران در اشرف ۳ تصاویری از مبارزان و شخصیت هایی که نقش بسزایی در تاریخ معاصر ایران داشته اند به نمایش در آمده است . از جمله تصویر دکتر کاظم رجوی شهید بزرگ حقوق بشر است که از همه توان و امکانات خود برای یاری رساندن به مقاومت ایران مایه گذاشت و در نهایت جان خود را در این مسیر فدا کرد . دکتر کاظم رجوی، در تاریخٔ ۲۹ بهمن ۱۳۱۲ در مشهد، متولد شد . وی برادر بزرگتر مسعود رجوی، رهبر مقاومت ایران بود. کاظم رجوی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مشهد به پایان رساند و پس از اخذ دیپلم، به مدت دو سال به تدریس پرداخت. در سال ۱۳۳۳، در رشتهٔ حقوق دانشگاه پذیرفته شد و سپس برای ادامهٔ تحصیل به سوئیس رفت. دکتر رجوی در سوئیس موفق به کسب درجهٔ پروفسوری در رشتهٔ حقوق شد و به عنوان استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی انستیتوی عالی حقوق بینالملل دانشگاه ژنو فعالیت کرد. دکتر کاظم رجوی، نقش بسزایی در نجات جان برادرش مسعود رجوی از اعدام در دوران حکومت پهلوی داشت. پس از دستگیری مسعود رجوی در مهرماه ۱۳۵۰، دکتر کاظم که در آن زمان استاد دانشگاه در ژنو بود، فعالیتهای گستردهای را برای جلب حمایت بینالمللی و جلوگیری از اعدام برادرش آغاز کرد. او با استفاده از موقعیت علمی و ارتباطات خود، توانست توجه مجامع حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی را به وضعیت مسعود رجوی جلب کند. این تلاشها شامل افشاگریهای گسترده در سطح بینالمللی و برقراری ارتباط با نهادهای حقوق بشری بود که در نهایت منجر به کاهش حکم اعدام مسعود رجوی به حبس ابد شد. The Wall of Honor: Each bright star represents 100 martyrs who gave their lives for freedom. A tribute to courage and sacrifice.#Iran https://t.co/GhodqQVDHW pic.twitter.com/muw9OwzYML — freeiranmuseum (@freeiranmuseum) January 28, 2025 پس از انقلاب ۱۳۵۷، او به عنوان اولین سفیر ایران در سازمان ملل متحد منصوب شد، اما پس از مدت کوتاهی از این سمت کنارهگیری کرد و به صفوف مقاومت پیوست. وی نمایندهٔ شورای ملی مقاومت ایران در سوئیس بود و نقش بسزایی در افشای نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی در مجامع بینالمللی ایفا کرد. فعالیتهای گستردهٔ دکتر رجوی در زمینهٔ حقوق بشر و افشای جنایات رژیم آخوندی، خشم و کینهٔ حاکمان ایران را برانگیخت. سرانجام، این مدافع برجسته حقوق بشر و نماینده شورای ملی مقاومت ایران در سوئیس، در در ۴ اردیبهشت ۱۳۶۹در نزدیکی ژنو توسط یک تیم ۱۳ نفره اعزامی از تهران ترور شد. پس از ترور، تحقیقات نشان داد که این اقدام توسط تیمی از مأموران وزارت اطلاعات رژيم آخوندی برنامهریزی و اجرا شده است. در سالهای بعد، تلاشهایی برای پیگیری قضایی این جنایت صورت گرفت و در نهایت، دادگاه فدرال سوئیس به دادستانی کنفدراسیون دستور داد که قتل دکتر کاظم رجوی را در چارچوب جنایت علیه بشریت و نسلکشی مورد بررسی قرار دهد. یاد و خاطرهٔ دکتر کاظم رجوی به عنوان شهید بزرگ حقوق بشر همواره در اذهان مردم ایران و جامعهٔ بینالمللی زنده است. هر ساله در سالگرد شهادت وی، مراسم گرامیداشتی در مقابل مقر اروپایی سازمان ملل متحد در ژنو برگزار میشود تا از تلاشها و فداکاریهای او در راه دفاع از حقوق بشر تقدیر شود.
غرفه ۱۲۰ هزار شهید راه آزادی
قسمتی از موزه مقاومت ایران به ۱۲۰ هزار شهید راه آزادی اختصاص دارد. شهدایی که بسياری از آنها حتی اسامیشان مشخص نیست و دسته دسته اعدام شده و در گورهای جمعی یا مزارهایی گمنام آرمیدهاند. از سال ۱۳۶۰ تاکنون، مقاومت ایران با تقدیم بیش از ۱۲۰ هزار شهید، فصلی پرافتخار از تاریخ مبارزات خود را رقم زده است. این شهدا، که عمدتاً از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودهاند، نمادی از پایداری و ایستادگی در برابر سرکوب و استبداد رژیم حاکم بر ایران بشمار میروند. در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، تظاهراتی مسالمتآمیز با حضور گستردهٔ هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران در تهران برگزار شد. این تظاهرات، که در اعتراض به سرکوب آزادیها ترتیب داده شده بود، با واکنش خشونتآمیز نیروهای حکومتی مواجه شد. نیروهای سرکوبگر براساس فرمان شخص خمینی که از رادیو پخش شد با گشودن آتش به روی تظاهرکنندگان، پرده از ماهیت سرکوبگرانهٔ خود برداشتند و نشان دادند که برای حفظ قدرت، از هیچ جنایتی فروگذار نمیکنند. پس از تظاهرات ۳۰ خرداد، رژیم موج گستردهای از اعدامها را علیه اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران آغاز کرد و هزاران نفر در سراسر کشور دستگیر و بدون محاکمهٔ اعدام شدند. رژیم حتی به زنان و دختران نیز رحم نکرد و بسیاری از آنان را به جوخههای اعدام سپرد. بهعنوان نمونه، روزنامهٔ کیهان در فردای ۳۰ خرداد، تصاویر تعدادی از دختران هوادار سازمان مجاهدین که دستگیر شده بودند را منتشر کرد و اعلام نمود که بستگانشان با در دستداشتن شناسنامه آنها به دادستانی مراجعه کنند، به عبارت دیگر رژیم دختران جوانی را که حتی نام شان را هم نمی دانست و فقط به جرم فروش نشریه مجاهد در خیابان دستگیر شده بودند را اعدام کرده بود. 1,200,000 lives lost in the fight for freedom. Honor their legacy at the Iranian Resistance Museum. Learn. Remember. Never forget.#Iran https://t.co/P89FQAlnob pic.twitter.com/r4ShHwgnA4 — freeiranmuseum (@freeiranmuseum) January 28, 2025 در تابستان ۱۳۶۷، رژیم آخوندی دست به جنایتی هولناک زد که بهعنوان یکی از سیاهترین فصول تاریخ معاصر ایران شناخته میشود. طی چند ماه، حدود ۳۰ هزار زندانی سیاسی، که عمدتاً از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند، در زندانهای مختلف کشور بهطور دستهجمعی اعدام شدند. این قتلعام، که با فتوای مستقیم روحالله خمینی رهبر وقت رژیم ایران صورت گرفت، نشاندهندهٔ عمق وحشیگری و بیرحمی رژیم در سرکوب مخالفان خود بود. علاوه بر اعدامهای گسترده، تعداد قابلتوجهی از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران در عملیاتهای مختلف در داخل کشور و مناطق مرزی جان باختهاند. این افراد، با ایمان به آرمان آزادی و عدالت، در برابر نیروهای سرکوبگر رژیم ایستادند و جان خود را فدای آیندهای روشن برای ایران کردند. سرکوب و اعدام مخالفان در ایران محدود به دههٔ ۶۰ نیست. رژیم آخوندی در دهههای بعد نیز به سرکوب سیستماتیک مخالفان ادامه داده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، در تظاهرات و اعتراضات گوناگون در ایران از جمله قیامهای سال ۱۳۹۶و ۱۳۹۸و ۱۴۰۱تعداد قابل توجهی از جوانان ایران بدست نیروهای سرکوبگر رژیم ایران به شهادت رسیدند. در میان شهدای مقاومت ایران، زنان مبارز، نقش برجستهای داشتهاند. بسیاری از آنها، با شجاعت و استقامت، در برابر رژیم ایستادند و جان خود را در این راه فدا کردند. اگر چه اعدام و کشتار زنان توسط رژیم آخوندی اوج سبوعیت و بیرحمی آنرا به نمایش میگذارد اما از سویی برگی زرین از تاریخ مبارزه زن ایرانی علیه ظلم و تبعیض و نابرابریست. زنانی که برای آزادی مردم ایران از همه چیز خود گذشتند و در سختترین شرایط در مقابل دشمن تسلیم نشده و با فدای خود جانشان مشعل آزادی را فروزان نمودند. شهدای مقاومت ایران، نشان دادند که آرمان آزادی و عدالت ارزش ایستادگی و فداکاری را دارد. این شهدا، با خون خود، نهال مقاومت را آبیاری کردند و راه را برای نسلهای آینده هموار ساختند. یاد و خاطرهٔ این قهرمانان همواره در تاریخ ایران زنده است و الهامبخش مبارزات آینده برای دستیابی به آزادی و دموکراسی خواهد بود.
غرفه همیاری با سیمای آزادی
در موزه مقاومت ایران واقع در اشرف ۳، بخشی به نام «غرفه همیاری» اختصاص یافته است که نقش حمایتهای مردمی در پایداری و استقلال سیمای آزادی، تلویزیون مقاومت ایران، را به تصویر میکشد. این غرفه نشاندهنده تعهد و همبستگی ایرانیان در حمایت از رسانهای است که بدون وابستگی به هیچ دولتی، صدای مقاومت و آزادیخواهی را منعکس میکند. سیمای آزادی بهعنوان تنها تلویزیون ۲۴ ساعته مستقل فارسیزبان، از زمان تأسیس خود در دهه ۱۳۶۰، همواره بر اصل استقلال مالی تأکید داشته است. تمامی هزینههای این رسانه از طریق کمکهای مردمی و برنامههای همیاری تأمین میشود. این حمایتها، چه بهصورت کمکهای مالی کوچک و چه مشارکتهای بزرگ، نشاندهنده اعتماد و اعتقاد مردم به مقاومت ایران است. برنامههای همیاری با سیمای آزادی، که بهصورت دورهای برگزار میشوند، فرصتی برای مشارکت همگانی در تأمین هزینههای این تلویزیون و ابراز حمایت از مقاومت است. در این برنامهها، هموطنان از داخل و خارج کشور با تماسهای تلفنی و اهدای کمکهای مالی، حمایت خود را از مقاومت ایران و از سازمان مجاهدین خلق ایران اعلام میکنند. برای مثال، در این برنامهها، افراد زیادی از داخل ایران تماس میگیرند و ضمن اهدا مبلغ کوچکی حمایت خود را از مجاهدین اعلام میکند که ارزش معنوی بزرگی دارد. از طرف دیگر بسیاری از داخل و خارج ایران تماس میگیرندو ضمن اهدا مبالغ قابل توجه اعلام میکنند که علت اینکه آنها چنین حمایت های مالی بالا میکنند اعتماد آنها به مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران است که قیمت بسیار سنگینی برای مبارزه و آزادی ایران پرداخته اند. این حمایتهای مردمی، نشاندهنده اعتماد و اعتقاد عمیق ایرانیان به مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران است و از طرف دیگر نشاندهنده استقلال مالی این مقاومت است. برای آشنایی بیشتر با نقش همیاریهای مردمی با سیمای آزادی میتوانید از غرفه همیاری در موزه آنلاین مقاومت ایران بازدید کنید. این موزه بهصورت مجازی در دسترس است و بخشهای مختلفی را به تاریخچه مبارزات مردم ایران اختصاص داده است.
غرفه قتل عام اشرف در موزه مقاومت ایران
در موزه مقاومت ایران غرفه ای به قتل عام اشرف اختصاص داده شده است. در ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ (۱ سپتامبر ۲۰۱۳)، قرارگاه اشرف، محل استقرار اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در استان دیاله عراق، هدف حملهای از پیش طراحیشده قرار گرفت که منجر به شهادت ۵۲ تن از ساکنان و ربوده شدن ۷ نفر دیگر شد که با گذشت زمان، هنوز هیچ اطلاعی از سرنوشت این افراد در دست نیست و نگرانیها درباره وضعیت آنها ادامه دارد.. این تهاجم توسط نیروهای ویژه عراقی، معروف به لشکر طلایی، با هماهنگی نیروی قدس سپاه پاسداران ایران انجام شد. شواهد حاکی از آن است که این حمله با برنامهریزی دقیق و هماهنگی کامل بین دولت عراق و رژیم ایران صورت گرفته است. نیروهای مهاجم در ساعت ۵:۱۵ بامداد از ۱۰ نقطه بهطور همزمان وارد اشرف شدند و با استفاده از سلاحهای گرم، مواد منفجره و نارنجک، به ساکنان بیدفاع حمله کردند.سیاری از قربانیان با دستهای بسته اعدام شدند که نشاندهنده قصد قبلی برای کشتار جمعی است. Ashraf-Bastion of FreedomFor over 25 years, Camp Ashraf became the home of thousands of members and sympathizers of #Iran's main opposition group, the MEK.https://t.co/BVFteMNqGj pic.twitter.com/qcWadWflFJ — freeiranmuseum (@freeiranmuseum) January 30, 2025 در جریان حمله ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ به قرارگاه اشرف، علاوه بر شهادت ۵۲ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، خسارات مالی قابلتوجهی نیز به این مجموعه وارد شد. بر اساس گزارشها، مهاجمان با استفاده از بیش از ۲۰۰ انفجار، میلیونها دلار از داراییها و تأسیسات ساکنان اشرف را تخریب کردند. این تخریبها شامل ساختمانها، تجهیزات و زیرساختهای حیاتی قرارگاه بود که نشاندهنده قصد عمدی برای نابودی کامل این مرکز است. این حمله در شرایطی رخ داد که قرارگاه اشرف تحت محاصره نیروهای عراقی قرار داشت و از هفتهها قبل، آب و برق آن توسط دولت عراق قطع شده بود تا فشار بیشتری بر ساکنان وارد شود. گزارشها حاکی از آن است که قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس، چند روز قبل از حمله به عراق سفر کرده و با نوری المالکی، نخستوزیر وقت عراق، دیدار داشته است. در این دیدار، هماهنگیهای نهایی برای اجرای این حمله انجام شده است. پس از این جنایت، مقامات عراقی ابتدا وقوع هرگونه حادثهای را انکار کردند، اما با انتشار تصاویر و گزارشهای مستند، روایتهای متناقضی ارائه دادند. برخی منابع امنیتی عراقی تأیید کردند که نیروهای امنیتی عراق به روی ساکنان اشرف آتش گشودند. این رویداد نشاندهنده همکاری نزدیک بین دولت عراق و رژیم ایران در سرکوب مخالفان ایرانی است. حمله به اشرف با هدف نابودی فیزیکی اعضای سازمان مجاهدین خلق و در راستای منافع رژیم ایران طراحی و اجرا شد. این جنایت بهعنوان نقض آشکار حقوق بشر و قوانین بینالمللی محکوم شده است. برای آشنایی بیشتر با این واقعه و دیگر جنایات رژیم ایران، میتوانید از موزه آنلاین مقاومت ایران بازدید کنید. این موزه بهصورت مجازی در دسترس است و بخشهای مختلفی را به تاریخچه مبارزات مردم ایران اختصاص داده است.
غرفه عملیات فروغ جاویدان
در موزه مقاومت ایران در اشرف 3 قسمتی به عملیات کبیر فروغ جاویدان اختصاص یافته است . در این قسمت با سازندگان یک حماسه ملی و عقیدتی تاریخ مقاومت ایران که راه بند راه حل های ارتجاعی و استعماری بود آشنا می شوید. فروغ جاویدان؛ حماسهای جاودانه در تاریخ مقاومت ایران عملیات فروغ جاویدان که در ۳ مرداد ۱۳۶۷ (۲۵ ژوئیه ۱۹۸۸) همزمان با عید قربان آغاز شد، یکی از بزرگترین عملیاتهای نظامی ارتش آزادیبخش ملی ایران و نقطهی عطفی در تاریخ مبارزات مردم ایران علیه رژیم آخوندی محسوب میشود. این عملیات، با هدف سرنگونی رژیم و پیشروی به سمت تهران طراحی شد و بهعنوان یک حماسهی ملی و عقیدتی در تاریخ مقاومت ایران ثبت شده است. In July 1988, the National Liberation Army (NLA) of #Iran launched Operation Eternal Light, a significant military campaign aimed at overthrowing the #Iranian regime. https://t.co/BVFteMNqGj pic.twitter.com/bar0CWt1m2 — freeiranmuseum (@freeiranmuseum) February 1, 2025 پیشزمینه عملیات یک هفته پیش از آغاز عملیات، روحالله خمینی که پس از فتح شهر مهران توسط ارتش آزادیبخش، سقوط رژیم خود را در ادامه جنگ محتمل میدید، تصمیم به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل گرفت. خمینی تلاش کرد با سرکشیدن “زهر آتشبس” نشان دهد که دیگر مقاومتی برای سرنگونی رژیم او وجود ندارد و تمامی درگیریها در چارچوب جنگ ایران و عراق خلاصه میشود. اما عملیات فروغ جاویدان نشان داد که این مقاومت فراتر از یک جنگ مرزی است و تا سرنگونی کامل رژیم خمینی ادامه خواهد داشت. پیشروی ارتش آزادیبخش ملی ایران رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی ایران، در ۳ مرداد ۱۳۶۷ از مرزهای غربی ایران عبور کرده و با آزادسازی شهرهای کرند و اسلامآباد غرب، تا دروازههای کرمانشاه پیشروی کردند. این عملیات، با استقبال گستردهی مردم محلی مواجه شد که نشان از حمایت اجتماعی از مقاومت ایران داشت. در این عملیات ۱۳۰۴ نفر از رزمندگان ارتش آزادیبخش به شهادت رسیدند و بیش از ۵۵۰۰۰ نفر از نیروهای سپاه و بسیج کشته شند طاهره طلوع نمونهای از زنان مبارزی است که جان خود را در راه آزادی و عدالت فدا کرد. یاد و خاطره او همواره در تاریخ مبارزات مردم ایران زنده خواهد ماند.از موزه مقاومت #ایران بازدید کنید:https://t.co/CmOLeTCb1p pic.twitter.com/rILNmq1wIX — freeiranmuseum (@freeiranmuseum) January 30, 2025 نبرد سرنوشتساز در تنگه چهارزبر اوج حماسه فروغ جاویدان در تنگه چهارزبر رقم خورد؛ جایی که نیروهای سپاه پاسداران و بسیج از ۱۷۲ شهر مختلف به این منطقه اعزام شده بودند تا مانع از پیشروی مجاهدین شوند. این درگیری ۴۸ ساعت بدون وقفه ادامه داشت و مقاومت رزمندگان، بزرگترین جلوهی فداکاری و آرمانخواهی را در تاریخ مبارزات مردم ایران به نمایش گذاشت. دستاوردهای استراتژیک فروغ جاویدان عملیات فروغ جاویدان، بیمهنامهی استراتژیک ارتش آزادیبخش و جایگزین دموکراتیک-انقلابی مقاومت ایران بود. این عملیات، نهتنها مقاومت ایران را در برابر بزرگترین توطئههای رژیم خمینی تثبیت کرد، بلکه پس از گذشت بیش از سه دهه، همچنان کابوس سرنگونی رژیم ایران محسوب میشود. هر ساله، رژیم در این ایام با برگزاری مراسمهای حکومتی، تلاش میکند تا نشان دهد که از سرنگونی نجات یافته است.
ماکت راهرو مرگ در زندان گوهردشت
در موزه مجازی مقاومت ایران واقع در اشرف ۳، ماکتی از زندان گوهردشت، شامل راهروی مرگ، به نمایش گذاشته شده است.ین ماکت توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که خود در این زندان محبوس بودهاند، ساخته شده و تصاویری از آن در موزه آنلاین موجود است. راهروی مرگ به راهرویی در زندان گوهردشت کرج اطلاق میشود که در جریان قتلعام ۱۳۶۷، زندانیان سیاسی برای محاکمه مجدد و سپس اعدام، از آن عبور میکردند.ین نام توسط زندانیان سیاسی دهه ۶۰ به دلیل سرانجام خونین زندانیان پس از بازگشت از نزد هیئت مرگ به این راهرو داده شد. زندانیان در این راهرو با چشمان بسته و در سکوت کامل، به فاصله یک تا یکونیم متر از یکدیگر نشانده میشدند و منتظر فراخوانی برای حضور در مقابل هیئت مرگ بودند. Death CorridorIn the Death Commission Room, if a prisoner declared loyalty to the Mojahedin (PMOI/MEK), they were sent to the next section of the corridor, leading to the Execution Hall. #Iran #No2ShahNo2Mullahshttps://t.co/BVFteMNqGj pic.twitter.com/CrFd8J6kyr — freeiranmuseum (@freeiranmuseum) January 30, 2025 محمد زند، از زندانیان سیاسی و شاهدان قتلعام ۶۷، در شهادت خود بیان میکند: «در مرداد ۱۳۶۷، ما را بهصورت گروهی به راهرویی منتقل کردند که بعدها به ‘راهروی مرگ’ معروف شد. در این راهرو، با چشمان بسته و در سکوت مطلق، منتظر بودیم تا نوبت ما برای حضور در مقابل هیئت مرگ فرا برسد. صدای قدمها و گاهی نالههایی که از دوردست میآمد، فضای وحشتناکی را ایجاد کرده بود حسن اشرفیان، یکی از زندانیان سیاسی و از شاهدان قتلعام ۶۷ در زندان گوهردشت، در این باره میگوید:در راهروی مرگ، صدای ضرب و شتم کسانی که به قتلگاه برده میشدند، شنیده میشد. این شرایط، علاوه بر شکنجه روحی، با تهدیدات و ضربوشتمهای مداوم همراه بود که زندانیان را در وضعیت وحشتناکی قرار میداد. برای آشنایی بیشتر با این بخش از تاریخ و مشاهده ماکت زندان گوهردشت و راهروی مرگ، میتوانید از موزه آنلاین مقاومت ایران بازدید کنید. این موزه بهصورت مجازی در دسترس است و بخشهای مختلفی را به تاریخچه مبارزات مردم ایران اختصاص داده است.
غرفه بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران
بخشی از موزه مقاومت ایران در اشرف 3 به بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران اختصاص یافته است تا در پس فراز و فرودها یادآور بذری باشد که در روز نخست توسط بنیانگذاران سازمان کاشته شد و اکنون به درختی تناور با شاخ و برگی گسترده در تمام جهان تبدیل شده است. روز ۱۵شهریور سال ۱۳۴۴، سازمان مجاهدین خلق ایران توسط بنیانگذار کبیر محمد حنیفنژاد، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان بنیانگذاری شد. در شرایطی که در ایران روشهای سنتی و عافیتجویانه مبارزه به بنبست رسیده بود و سلطه دیکتاتوری شاه نفسها را در سینهها حبس میکرد، همه مدعیان، تسلیمطلبانه در سازش با رژیم شاه یا منفعل و دنبال زندگی خود و یا مقهور سلطه ساواک شده بودند. اما بنیانگذاران کبیر مجاهدین، محمد حنیفنژاد و یارانش سعید محسن و اصغر بدیعزادگان، سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیانگذاری کردند. آنان تجربههای مبارزات ملی و آزادیخواهانه مردم ایران در دهههای گذشته را جمعبندی نموده و برای نخستین بار در تاریخ ایران یک سازمان انقلابی را بر اساس ایدئولوژی اسلام انقلابی، با نفی همه برداشتهای ارتجاعی و طبقاتی از اسلام و با خطمشی انقلابی و متکی بر انقلابیون حرفهیی و جانبرکف، بنیان گذاشتند. بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران دریافتند که مبارزات پارلمانی و سیاسی همواره توسط دیکتاتوری سرکوب میشود و به نتیجه مطلوب نمیرسد. این بود که مبارزه انقلابی و ضد بهرهکشانه پیشه کردند، یعنی مبارزهیی با مشی مسلحانه، حرفهیی و تمامعیار. قبل از آنها در فرهنگ رایج چنین چیزی وجود نداشت. یعنی هر کس در حاشیه کار و زندگیش، دست به کار سیاسی میزد و در حقیقت مبارزه جدی در کار نبود. علاوه بر این، بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران، به پیدا کردن عناصر انقلابی و تربیت کردن آنها همت گماشتند. اما از همه مهمتر این بود که مجاهدین و محمد حنیفنژاد یک دگم تاریخی را شکستند و پرده ارتجاع را از روی آرمان اسلام و توحید برداشتند. اندیشهٔ بنیانگذاری سازمانی با اعضایی حرفهیی برای مبارزه به سالها پیش برمیگشت. حنیفنژاد بهدلیل فعالیتهای گستردهیی که داشت، ۲روز پیش از رفراندوم قلابی شاه در بهمن ۱۳۴۱ از طرف ساواک شاه دستگیر شد. او در زندان تحلیلهای سیاسی و برداشتهای ایدئولوژیک جدیدش را نوشت و برای دوستانش به بیرون فرستاد. حنیفنژاد پس از آزادی از زندان و در جریان سرکوب خونین قیام ۱۵خرداد ۱۳۴۲ همراه با یکی از دوستانش به نام سعید محسن به مطالعه جنبشها و مبارزات مردم ایران و بهویژه مطالعه درباره روش احزاب سیاسی ایران و علل شکست آنها پرداخت. حنیفنژاد و سعید محسن به این نتیجه رسیدند که علت اصلی شکست مبارزات گذشته مردم ایران، فقدان یک رهبری ذیصلاح انقلابی، مجهز به علم مبارزه و دارای تئوری انقلابی و آماده برای مبارزه و عمل انقلابی بوده است. در مورد شرایط مشخص پس از سرکوب قیام ۱۵خرداد هم که اشکال رفرمیستی مبارزه به بنبست رسیده بود، بنیانگذاران مجاهدین به این نتیجه رسیدند که دوران کارهای رفرمیستی سپری شده است و برای مقابله با رژیم دیکتاتوری و وابسته شاه راهی جز مبارزه مسلحانه وجود ندارد. این کشف انقلابی، نطفه اولیه تشکیل سازمانی بود که بعدها سازمان مجاهدین خلق ایران نامیده شد. محمد حنیفنژاد، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان در نیمه شهریورماه ۱۳۴۴ هسته اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیانگذاری کردند. مجاهد کبیر محمد حنیفنژاد با درکی نوین و خلاق به دور از برداشتهای ارتجاعی و استثماری، از ایدئولوژی توحید و اسلام، قرآن و نهجالبلاغه را بهعنوان اصیلترین منابع این ایدئولوژی و راهنمای عمل، مطالعه کرد و به تبیین مفاهیم آن پرداخت. او با همان جدیت، مکاتب فلسفی، اجتماعی و انقلابی دیگر را نیز مطالعه کرد. برای حنیفنژاد حل مسائل انسان و بهخصوص انسان معاصر و مردم دردمند استثمار شده جامعه ایران، مهم بود. محمد حنیفنژاد معتقد بود هر نظری که انسان را در راه تکامل هدایت کند و هر مکتبی که انسانهای به زنجیر کشیده را آزاد سازد، تکاملدهنده است و باید از دستاوردهای انقلابی دیگران استفاده نمود. حنیفنژاد معتقد بود وظیفه و رسالت انسان صرفاً شناخت جامعه نیست، بلکه باید آن را در جهت تکامل تغییر داد. احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت انسانهای مظلوم و تحت استثمار جامعه، او را به عمل فرامیخواند. حنیفنژاد اعتقاد داشت که اگر یک روشنفکر و یک مبارز با تودههای مردم و در کنار آنها نباشد و اگر سالها در محیطی دربسته به مطالعه کتاب و تفکر و اندیشه بپردازد، محال است بتواند کوچکترین تغییری در وضع جامعه بهوجود آورد. در آن روزگار جو غالب این بود که انقلابی بودن، یعنی مخالف خدا و ضد مذهب! و ضمناً اعتقاد به اسلام داشتن، یعنی مدافع استثمار و مدافع طبقات! اما محمد حنیفنژاد فرمولی عرضه کرد که میگفت: «در زمینههای اقتصادی اجتماعی مرزبندی اصلی، نه بین باخدا و بیخدا، بلکه بین استثمارشونده و استثمارکننده است»، محمد حنیفنژاد در تهیه و تدوین مباحث ایدئولوژیک سازمان خود نقش تعیینکننده داشت. درخشش و شکوه تاریخی که در اسم حنیفنژاد متجلی است و بذر مجاهدین را کاشت، از همینجاست. یعنی که گروهی اندک، منهای هرگونه امکانات، یکچنین قدم تاریخی بزرگی برداشتند. بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، محمد حنیفنژاد بهراستی یک انقلابی بزرگ و خلاق بود. زندگی او نمونهیی است از زندگی انقلابیون بزرگ که به اسارت و بندگی تن درنمیدهند و بهرغم فشارها و شکنجهها، با قدمهای استوار برای تحقق بخشیدن به یک زندگی انسانی بهپیش میروند. سازمان مجاهدین خلق ایران در سالهای گذشته بهرغم تمامی توطئهها و تهاجمهایی که برای نابودی آن از طرف شاه و شیخ بهعمل آمد، با تقدیم ۱۲۰هزار شهید در راه آزادی ایران از توفانهای سهمگین سیاسی، نظامی، ایدئولوژیک و تشکیلاتی عبور کرد و پرتوان و قدرتمند به امید آینده مردم ایران تبدیل شد. وفاداری به آرمان آزادی و فدای بیچشمداشت برای رهایی مردم ایران، رمز ماندگاری سازمانی است که روز ۱۵شهریور ۱۳۴۴ بنیان گذاشته شد. سازمانی که خود ستون فقرات یک مقاومت و ائتلاف پایدار برای رهایی ایران است.
واحد مسکونی: جهنمی مخفی در زندانهای ایران
در موزه مقاومت ایران، بازسازیای از زندانهای رژیم ایران انجام شده است تا روشهای شکنجه وحشیانهای که توسط این رژیم بر زندانیان سیاسی، به ویژه زنان، اعمال میشد، به نمایش گذاشته شود. یکی از بیرحمانهترین مکانهای شکنجه، واحد مسکونی در زندان قزلحصار بود که برای در هم شکستن زنان مجاهد و مقاوم طراحی شده بود. این مقاله به بررسی روشهای شکنجه در واحد مسکونی میپردازد و در ادامه شهادت عینی هما جابری، یکی از بازماندگان این جهنم، را ارائه میدهد. واحد مسکونی: شکنجهگاهی مخفی واحد مسکونی شکنجهگاهی مخفی بود که رژیم ایران پس از ناکامی در شکستن مقاومت زنان زندانی از طریق روشهای سنتی مانند انفرادی و شکنجههای فیزیکی ایجاد کرد. زندانیان بهطور مخفیانه به آنجا منتقل میشدند و خانوادههایشان هیچ اطلاعی از سرنوشت آنها نداشتند، به طوری که بسیاری از خانوادهها در جستجوی عزیزانشان به شهرهای مختلف میرفتند. تنها اسدالله لاجوردی، جلاد بدنام زندان اوین، و شکنجهگرانش اجازه تردد به این شکنجهگاه را داشتند. داخل واحد، زندانیان تحت شکنجههای بیرحمانه جسمی و روانی قرار میگرفتند و اغلب در انزوای مطلق نگه داشته میشدند. شهادت هما جابری: روایت یک بازمانده هما جابری، از بازماندگان شکنجههای وحشیانه واحد مسکونی، چنین روایت میکند: “من هما جابری هستم و ۵/۵ سال را در زندانهای رژیم ملایان سپری کردم. آنچه را که شاهد بودم در کتابی مستند کردهام و اکنون خلاصهای از آنچه را که گذراندهام، برای شما بازگو میکنم. در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، زمانی که ۱۸ سال داشتم، در تظاهرات ۵۰۰ هزار نفری مجاهدین در تهران دستگیر شده و به زندان اوین منتقل شدم. دو سال در اوین بودم و سپس به زندان گوهردشت انتقال یافتم. رژیم ایران که ماهیتاً زنستیز و بهویژه دشمن زنان مجاهد بود، پس از ناکامی در شکستن مقاومت زنان از طریق شکنجههای معمول و سلول انفرادی، به ایجاد شکنجهگاهی مخفی به نام واحد مسکونی در زندان قزلحصار روی آورد. خانوادهها هیچ اطلاعی از محل نگهداری فرزندانشان نداشتند و در شهرهای مختلف به دنبال آنها میگشتند. تنها لاجوردی و شکنجهگرانش اجازه ورود به این شکنجهگاه را داشتند. من به همراه تعدادی از دوستانم به واحد مسکونی منتقل شدم. از همان ابتدا، هنگام انتقال، شکنجه آغاز شد. شکنجهگران با مشت، لگد و کابل ما را در ماشین مورد ضرب و شتم قرار دادند. وقتی به مقصد رسیدیم، ما را از ماشین بیرون پرتاب کردند. شدت شکنجه به حدی بود که قادر به ایستادن نبودیم و روی زمین میافتادیم. سپس ما را به داخل اتاقی انداختند و چشمبندهای ضخیمی بستند که چهرههایمان کاملاً پوشیده شود و شکنجه شروع شد. آنها گفتند: «امشب شما را خواهیم کشت.» ما را مثل توپ فوتبال لگد میزدند. ناگهان ضربهای سنگین به قلبم خورد و از درد فریاد کشیدم و افتادم. اما فریاد زدن جرم محسوب میشد و هر که فریاد میزد، شکنجهاش تشدید میشد. این وضعیت تا نیمههای شب ادامه داشت. صورتم متورم شده بود و دستانم از شدت ضربات کابل بیحرکت شده بود. سپس لاجوردی آمد و گفت: «اینجا آخر خط شماست. اینجا جهنم شماست. هیچکس صدای شما را نمیشنود. هر چه میخواهید داد بزنید، اما ما اینجا کار شما را تمام میکنیم.» به مدت سه روز بدون استراحت، رو به دیوار ایستاده بودیم و از شدت شکنجه هذیان میگفتیم. در روز سوم، بیهوش شدم. زندگی در واحد مسکونی: کابوسی بیپایان در واحد مسکونی، شکنجهگران ۲۴ ساعته در همان اتاق حضور داشتند. زندانبانان اجازه استراحت نمیدادند و زندانیان مجبور بودند چشمان بسته، بیحرکت رو به دیوار بایستند. هما جابری میگوید: «من ۴۰ روز را در این شرایط گذراندم. برخی قبل از من شش ماه تا یک سال در این وضعیت بودند. هیچ صدایی نباید شنیده میشد، حتی سرفه یا عطسه کردن جرم محسوب میشد و با شکنجه همراه بود. هر فرمانی با کابل، مشت و لگد اجرا میشد. اگر یک ضربه کابل دریافت میکردیم، به این معنا بود که چند روز بعد، یک ساعت اجازه خواب داریم. چندین بار در روز، شکنجهگران با صدای بلند نوحه و مرثیه پخش میکردند و سپس با مشت و لگد به زنان حمله میکردند. حتی هنگام نماز یا غذا خوردن، لگدهای شدیدی به پهلوهای ما میزدند و ما را به دیوار میکوبیدند.» انتقال به زندان اوین: ادامه رنجها پس از ۴۰ روز، هما به زندان اوین منتقل شد. در آنجا، بسیاری از همبندیهای خود را دید که پس از بیش از یک سال جدایی، کاملاً از نظر روحی و جسمی نابود شده بودند. «زندانیانی که از واحد مسکونی جان سالم به در برده بودند، به قدری تحت شکنجههای روانی قرار گرفته بودند که نمیتوانستند آنچه بر سرشان آمده را توضیح دهند. برخی گفتند که ما را مجبور میکردند مانند حیوانات رفتار کنیم و صداهای حیوانی درآوریم.» بسیاری از زنان واحد مسکونی در قتلعام ۱۳۶۷ اعدام شدند. از جمله آنها فرنگیس محمد رحیمی، شکر محمدزاده، اشرف فدایی و تهمینه ستوده بودند. نتیجهگیری واحد مسکونی یکی از وحشیانهترین شکنجهگاههای رژیم ایران بود که برای نابودی روحیه زنان مجاهد و مقاوم طراحی شده بود. شهادت بازماندگانی مانند هما جابری، گواهی بر جنایات ضدبشری این رژیم است. اما آنچه باقی ماند، مقاومت و ایستادگی این زنان بود که حتی در تاریکترین لحظات نیز نور امید را حفظ کردند.