واحد مسکونی: جهنمی مخفی در زندان‌های ایران

در موزه مقاومت ایران، بازسازی‌ای از زندان‌های رژیم ایران انجام شده است تا روش‌های شکنجه وحشیانه‌ای که توسط این رژیم بر زندانیان سیاسی، به ویژه زنان، اعمال می‌شد، به نمایش گذاشته شود. یکی از بی‌رحمانه‌ترین مکان‌های شکنجه، واحد مسکونی در زندان قزلحصار بود که برای در هم شکستن زنان مجاهد و مقاوم طراحی شده بود. این مقاله به بررسی روش‌های شکنجه در واحد مسکونی می‌پردازد و در ادامه شهادت عینی هما جابری، یکی از بازماندگان این جهنم، را ارائه می‌دهد.

واحد مسکونی: شکنجه‌گاهی مخفی

واحد مسکونی شکنجه‌گاهی مخفی بود که رژیم ایران پس از ناکامی در شکستن مقاومت زنان زندانی از طریق روش‌های سنتی مانند انفرادی و شکنجه‌های فیزیکی ایجاد کرد. زندانیان به‌طور مخفیانه به آنجا منتقل می‌شدند و خانواده‌هایشان هیچ اطلاعی از سرنوشت آن‌ها نداشتند، به طوری که بسیاری از خانواده‌ها در جستجوی عزیزانشان به شهرهای مختلف می‌رفتند.

تنها اسدالله لاجوردی، جلاد بدنام زندان اوین، و شکنجه‌گرانش اجازه تردد به این شکنجه‌گاه را داشتند. داخل واحد، زندانیان تحت شکنجه‌های بی‌رحمانه جسمی و روانی قرار می‌گرفتند و اغلب در انزوای مطلق نگه داشته می‌شدند.

شهادت هما جابری: روایت یک بازمانده

هما جابری، از بازماندگان شکنجه‌های وحشیانه واحد مسکونی، چنین روایت می‌کند:

“من هما جابری هستم و ۵/۵ سال را در زندان‌های رژیم ملایان سپری کردم. آنچه را که شاهد بودم در کتابی مستند کرده‌ام و اکنون خلاصه‌ای از آنچه را که گذرانده‌ام، برای شما بازگو می‌کنم.

در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، زمانی که ۱۸ سال داشتم، در تظاهرات ۵۰۰ هزار نفری مجاهدین در تهران دستگیر شده و به زندان اوین منتقل شدم. دو سال در اوین بودم و سپس به زندان گوهردشت انتقال یافتم.

رژیم ایران که ماهیتاً زن‌ستیز و به‌ویژه دشمن زنان مجاهد بود، پس از ناکامی در شکستن مقاومت زنان از طریق شکنجه‌های معمول و سلول انفرادی، به ایجاد شکنجه‌گاهی مخفی به نام واحد مسکونی در زندان قزلحصار روی آورد.

خانواده‌ها هیچ اطلاعی از محل نگهداری فرزندانشان نداشتند و در شهرهای مختلف به دنبال آن‌ها می‌گشتند. تنها لاجوردی و شکنجه‌گرانش اجازه ورود به این شکنجه‌گاه را داشتند.

من به همراه تعدادی از دوستانم به واحد مسکونی منتقل شدم. از همان ابتدا، هنگام انتقال، شکنجه آغاز شد. شکنجه‌گران با مشت، لگد و کابل ما را در ماشین مورد ضرب و شتم قرار دادند. وقتی به مقصد رسیدیم، ما را از ماشین بیرون پرتاب کردند. شدت شکنجه به حدی بود که قادر به ایستادن نبودیم و روی زمین می‌افتادیم. سپس ما را به داخل اتاقی انداختند و چشم‌بندهای ضخیمی بستند که چهره‌هایمان کاملاً پوشیده شود و شکنجه شروع شد.

آن‌ها گفتند: «امشب شما را خواهیم کشت.»

ما را مثل توپ فوتبال لگد می‌زدند. ناگهان ضربه‌ای سنگین به قلبم خورد و از درد فریاد کشیدم و افتادم. اما فریاد زدن جرم محسوب می‌شد و هر که فریاد می‌زد، شکنجه‌اش تشدید می‌شد.

این وضعیت تا نیمه‌های شب ادامه داشت. صورتم متورم شده بود و دستانم از شدت ضربات کابل بی‌حرکت شده بود. سپس لاجوردی آمد و گفت:

«اینجا آخر خط شماست. اینجا جهنم شماست. هیچ‌کس صدای شما را نمی‌شنود. هر چه می‌خواهید داد بزنید، اما ما اینجا کار شما را تمام می‌کنیم.»

به مدت سه روز بدون استراحت، رو به دیوار ایستاده بودیم و از شدت شکنجه هذیان می‌گفتیم. در روز سوم، بیهوش شدم.

زندگی در واحد مسکونی: کابوسی بی‌پایان

در واحد مسکونی، شکنجه‌گران ۲۴ ساعته در همان اتاق حضور داشتند. زندانبانان اجازه استراحت نمی‌دادند و زندانیان مجبور بودند چشمان بسته، بی‌حرکت رو به دیوار بایستند.

هما جابری می‌گوید: «من ۴۰ روز را در این شرایط گذراندم. برخی قبل از من شش ماه تا یک سال در این وضعیت بودند. هیچ صدایی نباید شنیده می‌شد، حتی سرفه یا عطسه کردن جرم محسوب می‌شد و با شکنجه همراه بود.

هر فرمانی با کابل، مشت و لگد اجرا می‌شد. اگر یک ضربه کابل دریافت می‌کردیم، به این معنا بود که چند روز بعد، یک ساعت اجازه خواب داریم.

چندین بار در روز، شکنجه‌گران با صدای بلند نوحه و مرثیه پخش می‌کردند و سپس با مشت و لگد به زنان حمله می‌کردند. حتی هنگام نماز یا غذا خوردن، لگدهای شدیدی به پهلوهای ما می‌زدند و ما را به دیوار می‌کوبیدند.»

انتقال به زندان اوین: ادامه رنج‌ها

پس از ۴۰ روز، هما به زندان اوین منتقل شد. در آنجا، بسیاری از هم‌بندی‌های خود را دید که پس از بیش از یک سال جدایی، کاملاً از نظر روحی و جسمی نابود شده بودند.

«زندانیانی که از واحد مسکونی جان سالم به در برده بودند، به قدری تحت شکنجه‌های روانی قرار گرفته بودند که نمی‌توانستند آنچه بر سرشان آمده را توضیح دهند. برخی گفتند که ما را مجبور می‌کردند مانند حیوانات رفتار کنیم و صداهای حیوانی درآوریم.»

بسیاری از زنان واحد مسکونی در قتل‌عام ۱۳۶۷ اعدام شدند. از جمله آن‌ها فرنگیس محمد رحیمی، شکر محمدزاده، اشرف فدایی و تهمینه ستوده بودند.

نتیجه‌گیری

واحد مسکونی یکی از وحشیانه‌ترین شکنجه‌گاه‌های رژیم ایران بود که برای نابودی روحیه زنان مجاهد و مقاوم طراحی شده بود. شهادت بازماندگانی مانند هما جابری، گواهی بر جنایات ضدبشری این رژیم است. اما آنچه باقی ماند، مقاومت و ایستادگی این زنان بود که حتی در تاریک‌ترین لحظات نیز نور امید را حفظ کردند.