طاهر مرتضائی؛ صدای رسا در برابر ارتجاع

مجاهد شهید طاهر مرتضائی ؛ فرزندی از مشهد، متولد و پرورش‌یافته در همان شهر، مردی ۳۲ ساله که زندگی‌اش در بازار آغاز شد اما سرنوشت او را به میدان بزرگ‌تری کشاند؛ میدان مبارزه با ارتجاع و استبداد.

طاهر از همان دوران نوجوانی، طعم مبارزه را چشید. او پیش از انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست و مغازه‌ی کوچک خود را به پناهگاهی امن برای یاران آزادی بدل ساخت. صداقت، روحیه‌ی ضدارتجاعی و ایمان عمیق به راه خدا و خلق، برجسته‌ترین ویژگی‌های او بود.

با پیروزی انقلاب، طاهر وارد فاز جدیدی از مبارزه شد. او به جرم هواداری از سازمان، در تیرماه ۱۳۶۰ دستگیر شد. لحظه‌ی دستگیری‌اش صحنه‌ای از شجاعت بود: فریاد «الله اکبر، زنده باد مجاهدین، مرگ بر ارتجاع» او، لرزه بر اندام شکنجه‌گران انداخت.

در زندان، شکنجه‌های روحی و جسمی پایان‌ناپذیر بود. حتی یک بار با وعده‌ی آزادی او را فریب دادند، لباس‌هایش را بازگرداندند و تا درِ زندان رساندند؛ اما ناگهان بازگردانده و گفتند: «تو اعدامی هستی!» با این همه، طاهر هیچ‌گاه سر خم نکرد.

در بیدادگاه، هنگامی که حکم اعدامش را اعلام کردند، با قامتی برافراشته گفت:
«من شش سال پیش در رژیم شاه خائن با مجاهدین همکاری داشتم و همان‌جا انتظار شهادت را کشیده بودم. یعنی شش سال اضافه زندگی کردم. امروز خوشحالم که در این زمان اعدام می‌شوم. شما رسوا خواهید شد؛ چرا که همه می‌دانند من جز راه اسلام و خدا و خلق، راهی نپیموده‌ام.»

روز ۱۸ مرداد ۱۳۶۰، طاهر مرتضائی را پس از ۴۰ روز شکنجه در زندان مشهد اعدام کردند. آن روز، فضای زندان پر از شعار و تکبیر شد؛ زندانیان کف زدند و فریاد «الله اکبر» سردادند. حتی برخی از پاسداران، تحت تأثیر شجاعت او، در سکوت سر فرود آوردند.

اما شهادت طاهر تنها صفحه‌ای از دفتر خونین خانواده مرتضائی بود. تنها چند روز بعد، عبدالله مرتضائی (برادرزاده‌اش) و محمدتقی خراسانی مطلق (خواهرزاده‌اش) در مشهد تیرباران شدند. در همان روزها، زینب خراسانی مطلق و همسرش محمود جعفری در رشت جان باختند. یک سال بعد، مصطفی موسوی، پسرخاله‌ی طاهر، در درگیری با مزدوران ارتجاع در تهران به شهادت رسید.

این خانواده، نسل در نسل، خون خود را نثار راه آزادی کردند.

یاد و نام طاهر مرتضائی و همه‌ی شهدای این خانواده، جاودانه باد؛ چرا که تاریخ گواهی می‌دهد: خون‌ها بر زمین نمی‌ماند و صدای رسا و بی‌باک مجاهدین، همچون طاهر، تا همیشه در گوش تاریخ طنین‌انداز خواهد بود.