شعلهای که هرگز خاموش نشد – یادی از مجاهد شهید، رویا وزیری
رویا وزیری، دختری از خطهی سرسبز شهسوار (تنکابن)، در سال ۱۳۳۷ پا به جهان گذاشت؛ دختری از خانوادهای مرفه که از همان کودکی مسیر متفاوتی را انتخاب کرد؛ مسیری که نه با رفاه، که با رنج و مبارزه گره خورد. او از همان ابتدا درخشان بود؛ در دبستان و دبیرستان همیشه جزو بهترینها و در دانشگاه فردوسی مشهد نیز نفر اول رشتهی مامایی شد؛ نمونهای از اراده و پشتکار که در خدمت مردم و رنجدیدگان شکوفا شد
اما رویا تنها یک دانشجوی موفق نبود؛ او در دلِ طوفانی از تغییر و اعتراض بالید. در روزهایی که خیابانها لبریز بود از شعار آزادی، رویا راهش را در کنار سازمان مجاهدین خلق ایران یافت؛ با قلبی پرشور که جز رهایی مردم به چیزی نمیاندیشید.
در تظاهرات، در کلاسهای تبیین جهان، در ستاد حنیف و کمک به سیلزدگان تایباد، همیشه پیشقدم بود. برایش مرز شب و روز، خستگی و آرامش معنا نداشت؛ او شبها در بیمارستان بیوقفه خدمت میکرد و روزها در خیابانهای مشهد، دست در دست همرزمانش، نشریه و اعلامیه پخش میکرد تا آگاهی را به دلهای مردم برساند
رویا، این دختر شجاع و جسور، با صدای لرزان و پرشورش سورهی «نصر» را میخواند؛ سورهای که او را به یاد روز پیروزی خلقش میانداخت. حتی وقتی مدرک لیسانسش را به دلیل هواداری از مجاهدین ندادند، خم به ابرو نیاورد و باز هم شبکاری کرد، باز هم به ستاد حنیف رفت و باز هم پرچم آگاهی و مقاومت را بر دوش کشید
با شروع سرکوبها پس از ۳۰ خرداد، رویا تسلیم ترس نشد؛ به زندگی مخفی روی آورد و مسئولیتهای مهمی چون تأمین مالی و تدارکاتی پایگاهها را به دوش کشید. اما در بهار ۱۳۶۱، پس از لو رفتن خانه تیمیشان، همراه با همرزمانش دستگیر شد و به زندان وکیلآباد مشهد انتقال یافت. همانجا که خانوادهاش برای آخرین بار دیدندش؛ دختری آرام، مقاوم، با نگاهی که هنوز در پی آزادی بود
اما این رژیم زنستیز و خونریز، تاب دیدن چنین زنی را نداشت؛ زنی که در قامت یک مبارز، سرشار از عشق به مردم بود. سرانجام، در ۲۷ تیرماه ۱۳۶۱، رویا وزیری را به دار آویختند؛ اما همان دم، نام او به شعلهای فروزان بدل شد که در حافظهی نسلی از زنان و مردان مبارز، جاودانه ماند
رویا جان داد، اما راه و آرمانش ماند؛ آرمان آزادی، برابری و پایان ستم. نام او، چون ستارهای در آسمان پرستارهی مقاومت، تا همیشه روشن خواهد بود؛ و ما امروز با یادش، با بغضی در گلو و امیدی در دل، آزادی را فریاد میزنیم