در تاریخ معاصر ایران، نامهایی هستند که با خون خود بر صفحه تاریخ نوشتند و به نماد ایستادگی و آزادگی بدل شدند. احترام کارگر، دختر جوانی از اصفهان، یکی از این نامهاست؛ جوانی ۲۴ ساله که عمر کوتاه اما سراسر پُرشور خود را در راه آرمان آزادی مردمش تقدیم کرد.
آغاز زندگی و انتخاب مسیر
احترام در سال ۱۳۳۷ در اصفهان چشم به جهان گشود. با پشتکار و شوقی وصفناپذیر، پس از پایان دبیرستان، وارد دانشگاه شد و رشته زیستشناسی را برای ادامه تحصیل برگزید. اما برای او، علم و دانش تنها بخشی از زندگی بود؛ قلبش بیش از هرچیز برای آزادی میهن و رهایی مردمش از استبداد میتپید. از همین رو، به صفوف مجاهدان آزادی پیوست و بهسرعت به یکی از پرشورترین فرماندهان میلیشیا در اصفهان بدل شد.
زندان، شکنجه و مقاومت
پس از قیام ۳۰ خرداد ۶۰، سرکوب خونین رژیم آغاز شد. احترام به دلیل شناختهشدگی مجبور شد به مشهد برود، اما در بازگشت به اصفهان در خانه خود دستگیر و به زندان منتقل شد.
سالهای زندان برای او سالهای آزمون بود. دژخیمان بارها تلاش کردند با شکنجههای وحشیانه، او را به تسلیم در برابر تلویزیون و اعترافات اجباری بکشانند. اما احترام، این دختر جوان، هر بار با قاطعیت پاسخ داد: نه!
همین ایستادگی، رژیم را به خشم آورد. در حالی که حکم حبس ابد برایش صادر کرده بودند، فعالیتهای خستگیناپذیر او در زندان باعث شد دژخیمان تصمیم به اعدامش بگیرند.
آخرین دیدار، آخرین شعر
خانواده احترام، در آخرین ملاقاتی که با او داشتند، دریافتند که این دیدار، آخرین وداع است. احترام با آرامشی شگفتانگیز از مرگ سخن میگفت؛ گویی او خود را نه روبهروی پایان، بلکه در آستانهی رهایی میدید.
از همبندیهایش نقل است که از پاییز ۱۳۶۰، احترام یقین داشت که اعدام خواهد شد. در همان روزهای انتظار، شعری سرود که از ایمان و عشق بیپایان او به آزادی پرده برمیدارد؛ شعری که در آن شوق وصل، بوسه بر چوبه دار و امید به سپیدهدمی نوین موج میزند.
شهادت در ۲۴ سالگی
سرانجام در هشتم بهمن ۱۳۶۱، دژخیمان، این دختر جوان را به منطقهای کوهستانی بردند. هشت گلوله بر پیکرش نشاندند و برای آنکه پیام ایستادگیاش را نیز خفه کنند، پیکر پاکش را بر روی سنگها کشیدند تا آثار زخم و شکنجه بر تنش باقی بماند. اما آنچه آنان نفهمیدند این بود که با کشتن احترام، تنها جسم او را خاموش کردند؛ صدای رسای آزادیخواهیاش اما، در تاریخ و وجدان نسلها زنده خواهد ماند.
میراث احترام
شهادت احترام کارگر، تنها روایت مرگ یک دختر جوان نیست؛ روایت زنی است که در اوج جوانی، میان زندگی راحت و مبارزه خونین، راه مبارزه را انتخاب کرد. او سمبل نسلی شد که در برابر تاریکی ایستاد و بهای آزادی را با خون خود پرداخت.
نام احترام کارگر امروز نهتنها در حافظه مردم اصفهان، بلکه در حافظه تمام کسانی که برای آزادی ایران میجنگند، زنده و الهامبخش است. او در ۲۴ سالگی تیرباران شد، اما در جاودانگی تاریخ، همیشه جوان، همیشه استوار، و همیشه همراه با ندای آزادی باقی ماند.