تقی اوسطی؛ فریادی در سکوت، ستاره‌ای در ظلمت

در تاریخ مبارزات سیاسی ایران، نام‌هایی هست که با گذر زمان، نه‌ تنها فراموش نمی‌شوند، بلکه روشن‌تر می‌درخشند. شهید تقی اوسطی یکی از آن نام‌هاست. انسانی که زندگیش را وقف مردم کرد، در تاریکی‌ها امید آفرید و در نهایت با خون خود بر دیوار تاریخ، حروفی از صداقت، فداکاری و مقاومت نوشت.

متولد ۱۳۲۸ در تهران، تقی اوسطی از همان جوانی روحی ناآرام و جویای حق داشت. در روزگار خفقان پیش از انقلاب، به جای بی‌تفاوتی و سکوت، تصمیم گرفت در کنار خانواده‌های زندانیان سیاسی بایستد. در روزهایی که بسیاری از ترس، در را به روی رنج دیگران می‌بستند، او در را گشود؛ به خانه‌ها رفت، دست یاری دراز کرد، فرزند برادر زندانی‌اش را چون پدر نگه داشت و بی‌هیچ چشمداشتی، زندگی‌اش را وقف انسانیت کرد.

او از آن دسته کسانی بود که سکوت را خیانت می‌دانست. با آزادی برادرش و شناخت عمیق از سازمان مجاهدین، گمشده‌اش را یافت. از حسابداری در بازار، به کتابفروشی طالقانی آمد و با تمام وجود در حوزه چاپ و توزیع نشریات انقلابی فعال شد. او اهل شعار نبود؛ اهل عمل بود.

در ۱۲ فروردین ۱۳۶۰ با شهید مهین خیابانی ازدواج کرد. اما زندگی مشترک‌شان طولی نکشید؛ جنگ در گرفت، خیابان‌ها سنگر شد و خانه‌ها پایگاه مقاومت. تقی و مهین، با دلی آکنده از عشق به مردم، در این مصاف نابرابر باقی ماندند.

در روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، در حالی که مهین باردار بود، تقی همراه با چند تن از یارانش، در حمله‌ای خونبار به یکی از پایگاه‌های مقاومت در تهران، به شهادت رسیدند. پایانی باشکوه برای زندگی‌ای سراسر ایثار.

اما تقی فقط یک شهید نیست. او نماد نسلی است که در برابر ظلم ایستاد، حتی وقتی نفس کشیدن هزینه داشت. خاطره او در سلول کمیته، آنجایی که با شجاعت به مزدور اسدالله تجریشی (مزدور کمیته اصناف بازار) گفت: من آن‌ زمان بخاطر خدا کار کردم، نه تو، یا مقاومتش در برابر فالانژها در ستاد، و حتی تعقیب شبانه‌ای که با هوشیاری جان سالم بدر برد، نشان می‌دهد که او فقط یک مبارز نبود؛ او وجدان بیدار جامعه‌ای بود که دیگر تاب تحمل نداشت.

امروز که نام او را می‌خوانیم، یادمان باشد که تقی اوسطی‌ها را تاریخ نمی‌سازد؛ آنها خود تاریخ‌اند. باید از خود بپرسیم که در برابر بی‌عدالتی‌های امروز، جایگاه ما کجاست؟ آیا ما نیز حاضریم همچون تقی، از آسایش برای حقیقت بگذریم؟ یا در حاشیه امن سکوت، تنها تماشاگران این تاریخ‌سازی خواهیم بود؟