
در تاریخ پر فراز و نشیب میهنمان، نامهایی میدرخشند که هرگز غبار فراموشی بر آنها نمینشیند. بهزاد هادیبیگی، فرزند کرمانشاه، یکی از این ستارگان جاویدان است؛ جوانی ۲۹ ساله، با دلی سرشار از ایمان و ارادهای استوار، که زندگیاش را وقف آزادی مردم و مبارزه با استبداد کرد و در مرداد ۱۳۶۷ در زندان دیزلآباد کرمانشاه به خیل شهیدان پیوست.
ریشهها و آغاز راه
بهزاد در اسفند ۱۳۳۸ در خانوادهای شریف در کرمانشاه چشم به جهان گشود. سالهای کودکی و نوجوانیاش در همان شهر سپری شد و پس از طی دوران دبستان و دبیرستان، موفق به اخذ دیپلم در رشته ریاضی شد. او انسانی کوشا و بااستعداد بود که همزمان به علوم تجربی نیز علاقهمند بود. پس از پایان تحصیل، شغل عکاسی و فیلمبرداری را برگزید؛ شغلی که به او امکان میداد زندگی و حقیقت را از زاویهی نگاه خودش ثبت کند.
آشنایی با آرمان آزادی
بهزاد در سال ۱۳۵۷، همزمان با خیزش بزرگ ملت ایران علیه دیکتاتوری شاه، در تظاهرات خیابانی مردم کرمانشاه حضوری فعال یافت. همانجا بود که با سازمان مجاهدین خلق و آرمانهای آزادیخواهانهی آن آشنا شد و مسیر زندگیاش را با آگاهی انتخاب کرد؛ مسیری دشوار، اما پرافتخار.
مقاومت در برابر سرکوب
پس از انقلاب، بهزاد پرشورتر از پیش به فعالیتهای مردمی و سیاسی پرداخت. اما دیری نپایید که مزدوران رژیم ولایتفقیه او را در اوایل سال ۵۹ بازداشت کرده و به زندان شهربانی انداختند. یک سال اسارت و شکنجه، عزم او را نه تنها نشکست، بلکه راسختر کرد.
با آزادی از زندان، دوباره به صفوف فعالیتهای سازمان بازگشت. در اوایل سال ۶۰ بار دیگر دستگیر شد، اما به دلیل نبودن مدرک کافی و پیگیری خانواده، آزاد گردید. با این همه، فشار و تعقیب دائم، او را واداشت که زندگی مخفی در تهران را انتخاب کند.
چهرهای استوار در میدان مبارزه
پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، رژیم چندین بار درصدد دستگیری او برآمد، اما ناکام ماند. بهزاد در سالهای بعد بار دیگر به کرمانشاه بازگشت و به فعالیتهای انقلابی ادامه داد تا آنکه در خرداد ۱۳۶۳ بازداشت و به شکنجهگاه زندان دیزلآباد منتقل شد.
دادگاههای فرمایشی رژیم او را به پنج سال زندان محکوم کردند. اما زندان نتوانست بهزاد را خاموش کند؛ او همچنان مقاوم، الهامبخش و سرموضع باقی ماند، تا جایی که در میان زندانیان به نماد پایداری تبدیل شد.
سربلندی در قتلعام ۶۷
در تابستان خونین ۱۳۶۷، هنگامی که حاکمیت با فرمان مرگ، هزاران زندانی سیاسی سرموضع را به دار کشید، بهزاد نیز در کنار یارانش سرفرازانه به شهادت رسید. او جوانی ۲۹ ساله بود که زندگیاش را در راه آزادی فدای مردمش کرد و در تاریخ کرمانشاه و ایران ماندگار شد.
خانوادهای استوار در راه آزادی
راه و رسم بهزاد تنها به او ختم نشد؛ برادر کوچکترش، محمود هادیبیگی، نیز در عملیات فروغ جاویدان به شهادت رسید. خانوادهای که دو فرزند خویش را در راه آرمان آزادی مردم ایران فدا کردند، تصویری از استقامت و ایثار یک ملت است.
یادگار تاریخ
نام بهزاد هادیبیگی نه فقط برای خانواده و دوستانش، بلکه برای همهی آنان که آزادی را آرزو میکنند، یادآور ایستادگی در برابر ظلم است. او با خون خود گواهی داد که میتوان زندگی را فدای حقیقت کرد.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.