با یاد مجاهد شهید سید ابراهیم سنجری

در دل تاریخ پرغوغا و پرفراز و نشیب ایران، نام‌هایی هستند که نه تنها فراموش نمی‌شوند، بلکه در سینه هر آزاده‌ای شعله‌ای از امید و تعهد به راه آزادی روشن می‌کنند. سید ابراهیم سنجری یکی از آن نام‌هاست؛ انسانی که زندگی‌اش تجسم ایمان، آگاهی، ایستادگی و فداکاری بود.

ابراهیم در سال ۱۳۴۲ در شهر مرند چشم به جهان گشود، در خانواده‌ای که با مهر میهن و صداقت در کار آشنا بود. او در مسیر پرچالش زندگی، از همان نوجوانی به ورای مفاهیم سطحی سیاست راه یافت. حوادث خونین ۱۵ خرداد ۴۲ در بحبوحه سال‌های پایانی دبیرستان، او را با حقیقت تلخ حاکمیت شاه وابسته و سرکوبگر آشنا ساخت. از آنجا، بذر مبارزه در جان او ریشه دواند.

تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه تهران در دهه ۴۰، برای بسیاری شاید مسیری روشن برای آینده‌ای مرفه بود، اما برای ابراهیم، فرصتی شد تا بیشتر با درد مردم و ریشه‌های اقتصادی سلطه و نابرابری آشنا شود. او که کارمند رسمی بانک ملی و بانک مرکزی بود، زندگی مرفه را به هیچ گرفت تا راهی را انتخاب کند که با رنج و خطر همراه بود: راه مبارزه.

وقتی موج دستگیری بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق در سال ۵۰ به راه افتاد، ابراهیم در دفاعیات شجاعانه آنان، آنچه را که جستجو می‌کرد یافت. او با اعتقاد قلبی به آرمان آزادی، مبارزه را به شیوه‌ای علنی آغاز کرد. به‌همین دلیل در سال ۵۳ دستگیر و در شکنجه‌گاه کمیته مشترک، شش ماه مقاومت کرد؛ مقاومتی که نه تنها جسم، که روح را می‌ساید، اما ابراهیم از این آزمایش با سرافرازی بیرون آمد.

در زندان قصر، در کنار دیگر مجاهدان، با آموزش‌های سازمانی و عمق آرمان‌ها بیشتر آشنا شد. او در برابر دو جریان خطرناک – اپورتونیست‌های چپ‌نما و جریان ارتجاعی وابسته به خمینی – با صلابت ایستاد و نشان داد که مبارزه تنها با سلاح نیست، که با بصیرت، پاکی و پایداری نیز هست.

با پیروزی انقلاب در سال ۵۷ و آزادی زندانیان سیاسی، ابراهیم از نخستین کسانی بود که بار دیگر فعالیت‌های خود را به‌طور رسمی آغاز کرد. اما پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز سرکوب سازمان‌یافته نیروهای انقلابی، او ناگزیر شد به زندگی مخفی روی آورد. خانه‌ای در سیدخندان مأمنش شد، اما مأمنی ناپایدار؛ چرا که پاسداران ارتجاع در دوم بهمن ۱۳۶۰ به خانه‌اش یورش بردند. ابراهیم، در یک درگیری نابرابر، جاودانه شد.

شهادت او تنها یک نقطه پایان نبود، بلکه ادامه راهی بود که با خون دو برادر مجاهدش، حسن و حسین سنجری، نیز آبیاری شده بود؛ هر سه در سال ۶۰، قربانی خشم رژیمی شدند که از صدای حق‌طلبی وحشت داشت.

اکنون که در سایه خاطره پرصلابت سید ابراهیم سنجری می‌ایستیم، صدایی از دل تاریخ می‌شنویم:
«آزادی، با بها به‌دست می‌آید؛ و ابراهیم‌ها هستند که این بها را می‌پردازند.»