پرچمدار رهایی؛ یادنامهای برای مجاهد شهید احمد اکملی
در دل کوههای سخت و در میان کوچههای تنگ مشهد، کودکی چشم به جهان گشود که تقدیرش، مبارزه بود و راهش، آزادی. احمد اکملی، فرزند فقر و تلاش، متولد ۱۳۳۲ در طرقبه مشهد، هرگز تسلیم تنگدستی و تبعیض نشد. با دستانی پینهبسته اما دلی بزرگ، همزمان با تحصیل کار کرد تا بار خانواده را سبکتر سازد
دانشگاه برای او تنها مکانی برای تحصیل مهندسی مکانیک نبود؛ دانشگاه بیداری بود. جایی که جرقههای خشم مقدس در دلش شعلهور شد و به آگاهی عمیق رسید: سرچشمهٔ همه رنجها، فساد و استبداد رژیم شاهنشاهی است. احمد، این فرزند دردآشنا، با ایمان و جسارت در اعتصابات و تظاهرات علیه دیکتاتوری شاه پیشقدم شد و بذر مقاومت را در دل دانشجویان بسیاری پاشید
او فقط دانشجویی مبارز نبود؛ آموزگاری بود که هم در کوهستان به همدانشگاهیهایش فنون کوهنوردی میآموخت و هم در کلاسهای اندیشه، راه عدالتخواهی و آزادگی را نشان میداد. دلباختگی به آرمانهای توحیدی و انقلابی مجاهدین خلق، احمد را به مبارزی مصممتر بدل ساخت. زندان کوتاهمدتش در سال ۱۳۵۶ هم نتوانست شعله این اراده را خاموش کند
با پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، احمد به همراه یارانش سنگ بنای انجمن دانشجویان مسلمان هوادار مجاهدین را در دانشگاه علم و صنعت گذاشت. در جایگاه مسئول روابط خارجی انجمن، با بینشی روشن و نگاهی باز، پلی میان دانشگاه و نیروهای مترقی و اساتید پیشرو ساخت. صداقتش، تواضعش و عزم استوارش، او را به چهرهای مورد احترام در میان انقلابیون بدل کرد
اما راه مبارزه، راهی هموار نبود. در مرداد ۱۳۶۰، هنگامی که در کنار مبارز نستوه، شکرالله پاکنژاد بود، به اسارت پاسداران رژیم درآمد. شکنجههای وحشیانه برای گرفتن اعتراف و اطلاعات از او نتوانست زبانش را بگشاید. او با لبانی بسته و سری افراشته، تمام فشار دژخیمان را تاب آورد
سرانجام در آبان ۱۳۶۰، این مجاهد خستگیناپذیر، در برابر جوخهٔ آتش ایستاد و با چشمانی به فردای ایران دوخت، جانش را تقدیم راه آزادی کرد. او در ۲۸ سالگی، سرفراز و پاک، به جمع شهیدان تاریخ پیوست و نامش را در دلها و در مسیر مبارزه برای آزادی، جاودانه ساخت
احمد اکملی فقط یک نام نیست؛ نمادی است از ایمان، مقاومت و امید به فردایی آزاد. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد