فهیمه تحصیلی دختری جوان از تهران، متولد ۱۳۳۶، که با ۲۴ سال عمر کوتاه اما پُربارش، تصویری از شجاعت، فداکاری و آگاهی در ذهن تاریخ حک کرد.
فهیمه در سال ۱۳۵۴، زمانی که فضای سیاسی کشور در التهاب بود، به دانشکده پزشکی دانشگاه تهران راه یافت. اما دانشگاه برای او تنها محلی برای تحصیل طب نبود، بلکه میدان مبارزه برای درمان جامعهای بیمار از ستم و تبعیض شد.
از همان سالهای دبیرستان، روحی بیدار و پرشور داشت؛ دغدغهی انسان، آزادی و ایمان را در خود میپروراند. او از همان آغاز در کنار دانشجویان مسلمان ایستاد، در حلقههای کتاب و کوهنوردی و فعالیتهای صنفی شرکت میکرد، اما هدفش فراتر از همه اینها بود: بیدار کردن وجدان جامعه.
در روزهای آتش و خون انقلاب، فهیمه لحظهای آرام نگرفت. وقتی خیابانهای تهران پر از فریاد و گلوله بود، او در بیمارستان هزار تختخوابی، بیوقفه کنار مجروحان بود. پرستاران و پزشکان، او را با لبخندی خسته اما مصمم به یاد دارند؛ دختری که شبها تا سپیدهدم بر بالین زخمیها میماند، همراه و همرزمش عزتالملوک کاووسی که خود در ۲۱ بهمن ۵۷ به شهادت رسید.
با پیروزی انقلاب، فهیمه درنگ نکرد. او میدانست که پیروزی واقعی، ساختن جامعهای عادل و انسانی است. به مجاهدین پیوست و از بنیانگذاران انجمن دانشجویان مسلمان در بیمارستان هزار تختخوابی شد. چهرهای محبوب، انسانی مهربان و پزشک آیندهای که دلش برای درد دیگران میتپید. برای او، انساندوستی فقط یک شعار نبود؛ یک تعهد مقدس بود.
اما در طوفان خفقان سال ۱۳۶۰، فهیمه نیز به جرم عشق به آزادی و حقیقت، گرفتار شد. در مردادماه همان سال دستگیر شد، و تنها چند هفته بعد، در سحرگاه سیام شهریور ۱۳۶۰، همراه با ۲۴ تن دیگر از یارانش در تهران تیرباران گردید.
پیش از او، برادرش حسین نیز در موج اعدامهای رسمی تهران جان باخته بود. خانوادهای که خون خود را نثار آزادی کرد تا مشعل انسانیت خاموش نماند.
فهیمه تحصیلی تنها یک نام نیست؛ او نماد نسلی است که با ایمان و عشق، در برابر ظلم ایستاد. نسلی که میخواست جامعهای بسازد بر پایه آگاهی، عدالت و برابری. اگرچه گلولهها جسم او را خاموش کردند، اما صدای او همچنان در تاریخ این سرزمین طنینانداز است — صدای دختری که در ۲۴ سالگی، مرگ را به جان خرید تا زندگی را برای دیگران ممکن کند.
