پرچمدار ایستادگی: نگاهی به زندگی و شهادت مجاهد خلق حسین عبدالوهاب
مجاهد شهید حسین عبدالوهاب یکی از ستارگان فروزان مقاومت در برابر استبداد و ارتجاع مذهبی در تاریخ معاصر ایران است؛ انسانی که زندگیاش را وقف آزادی و رهایی مردم ایران کرد و خون پاکش سندی شد بر بیدادی که بر نسل آزادیخواهان رفت.
آغاز زندگی و ورود به صحنه مبارزه
حسین عبدالوهاب در سال ۱۳۳۱ در تهران چشم به جهان گشود. در محیطی ساده و صمیمی پرورش یافت، دوران دبستان و دبیرستان را با جدیت پشت سر گذاشت و پس از دریافت دیپلم، در سازمان هواپیمایی کشوری بهعنوان کارمند هواپیمایی ایرانایر مشغول به کار شد.
اما قلب جوان و پرشور او آرام نمیگرفت. در روزهای خیزش مردم علیه دیکتاتوری سلطنتی، حسین دوشادوش تودههای بهپاخاسته در خیابانها حضور یافت. او آزادی را نه شعاری توخالی، که آرمانی بزرگ می دانست.
آشنایی با سازمان مجاهدین خلق
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، حسین به جستوجوی راهی برای تحقق واقعی آزادی و عدالت برخاست. آشنایی او با سازمان مجاهدین خلق ایران، نقطه عطف زندگیاش بود. در میان انبوه جریانهای سیاسی آن روزگار، حسین با صراحت و صداقت به صفوف مجاهدین پیوست و از همان آغاز، مسئولیت تبلیغ و گسترش آرمانهای سازمان را بر دوش گرفت.
در راهپیماییها، میتینگها و اعتراضات علیه سرکوب آزادیها حضوری پررنگ داشت. یارانش او را به صداقت، رکگویی، فداکاری و آمادگی برای از خودگذشتگی میشناختند.
از ۳۰ خرداد تا سالهای زندان
حسین در تظاهرات تاریخی سیام خرداد ۱۳۶۰، که نقطهی عطفی در جدال مردم با استبداد مذهبی بود، شرکت کرد. از همان روز، زندگیاش وارد مرحلهای تازه شد: مبارزهی مخفی و تمامعیار.
چندی بعد، در پاییز همان سال، پایگاهی که در آن مستقر بود مورد هجوم پاسداران قرار گرفت و او به اسارت درآمد. زندان اوین و سپس قزلحصار و گوهردشت، هفت سال شاهد مقاومت پولادین او بودند.
محاکمهاش چیزی جز یک نمایش نبود؛ حکمی ۱۵ ساله در دادگاههای فرمایشی رژیم خمینی. اما آنچه اهمیت داشت، استقامت حسین در برابر شکنجه، انفرادیهای طاقتفرسا و محرومیتها بود. او هیچگاه از مواضعش کوتاه نیامد و پرچم آرمانش را بر زمین نگذاشت.
قتلعام ۶۷: لحظه سرخ شهادت
تابستان ۱۳۶۷، دژخیمان که سالها نتوانسته بودند روح مقاوم حسین را درهم بشکنند، تصمیم به نابودی فیزیکی او گرفتند. در جریان قتلعام زندانیان سیاسی، حسین عبدالوهاب همراه با صدها مجاهد قهرمان دیگر در زندان گوهردشت به دار آویخته شد.
خبر شهادتش با بیرحمی تمام به خانوادهاش اعلام شد: تنها دو ساک، یک عینک و دو پتو را تحویل دادند و خواستند حقیقت را پنهان کنند. اما پدر داغدیده و شجاعش، سکوت نکرد؛ اعتراض کرد و برای فرزند شهیدش یادبود برگزار نمود.
خانوادهای سراپا مقاومت
حسین تنها شهید این خانواده نبود. برادرش، مجاهد شهید مهدی عبدالوهاب نیز در شهریور ۱۳۶۰، توسط همان جانیان به جوخه اعدام سپرده شد. خانواده عبدالوهاب، نمونهای روشن از نسلی است که بهای آزادی را با خون و رنج پرداختند.
میراثی برای فردا
حسین عبدالوهاب نماد ایستادگی است؛ نماد نسلی که حتی در تاریکترین سلولها، حتی زیر فشار شکنجه، حتی در آستانه طناب دار، امید به آزادی را زنده نگه داشت. خون او و یارانش نه تنها لکه ننگی بر جبین استبداد است، بلکه پرچمی است برافراشته برای ادامه راه رهایی.