مادر شهید صدیقه (احترام‌السادات) کرباسی؛ زینب زمانه

مادر صدیقه (احترام‌السادات) کرباسی، زن مجاهدی که نامش با خون و ایثار گره خورده است، یکی از این چهره‌های جاودان تاریخ معاصر ایران است.

او در سال ۱۳۰۰ در مشهد چشم به جهان گشود و از همان آغاز، زندگی‌اش با اندیشه، مبارزه و ایمان آمیخته شد. همگامی با همسرش در بنیانگذاری کانون نشر حقایق اسلامی، ارتباط با اندیشه‌های استاد شریعتی و دکتر شریعتی، و حضور فعال در جلسات روشنگری، نخستین گام‌های او در مسیر مبارزه‌ای بود که تا واپسین دم ادامه داد.

در میان خانواده و آشنایان، او را به «زینب زمان» می‌شناختند؛ زنی که صبر و شکیبایی‌اش زبانزد خاص و عام بود و در عین مادر بودن، پرچمدار پایداری نیز به شمار می‌رفت. او نه تنها مادر خانواده‌ای پر از شهید بود، بلکه خود در صف نخست مقاومت ایستاد و سرانجام جان شیرینش را فدای آرمان آزادی کرد.

دهه‌ی پنجاه و شصت خورشیدی، سال‌های خون و آتش، صحنه‌ی حضور پررنگ این مادر قهرمان بود. او در کنار فرزندان مجاهدش، علی و مهدی زائریان مقدم، با سازمان مجاهدین خلق همراه شد، پشت درهای زندان شاه روزها را به انتظار سپری کرد و پس از پیروزی انقلاب نیز لحظه‌ای از مبارزه دست نکشید. در خیابان‌ها، دکه‌های انجمن مادران، تحصن‌ها و اعتصاب غذاها، صدای رسای او در میان دیگر مادران دادخواه شنیده می‌شد.

اما آن‌چه نام این خانواده را ماندگار ساخت، حماسه خونین ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ بود؛ روزی که مادر صدیقه کرباسی، همراه فرزندان و بستگان مجاهدش، در برابر تهاجم وحشیانه پاسداران خمینی، ساعتها مقاومت کرد و سرانجام، خون خود را در راه آزادی نثار میهن نمود. خانواده زائریان مقدم با تقدیم پنج شهید، به نماد جاودان پایداری یک خاندان در برابر استبداد مذهبی بدل شدند.

مادر صدیقه در واپسین سال‌های زندگی، هیچگاه حاضر نشد خود را از میدان نبرد کنار بکشد. حتی هنگامی که فرزندانش از او می‌خواستند در هنگام درگیری به جای امنی پناه ببرد، پاسخ می‌داد:
«چطور می‌توانم تحمل کنم شما بجنگید و کشته شوید ولی من در گوشه‌ای امن بنشینم؟»

این پاسخ، عصاره‌ی روحیه‌ی یک زن انقلابی بود؛ زنی که مادرانه زیست، اما قهرمانانه رفت.

نام مادر صدیقه (احترام‌السادات) کرباسی نه تنها در تاریخ مبارزات مردم ایران که در حافظه‌ی هر انسان آزاده‌ای زنده خواهد ماند. او زنی بود که با دست‌های خسته اما دل استوار، پرچم مقاومت را در میان شعله‌ها برافراشت و با خون خود نوشت:
«مادر بودن، یعنی شریک بودن در سرنوشت ملت؛ یعنی ایستادن در کنار فرزندان تا آخرین نفس.»

یاد و راه این مادر قهرمان، درسی است برای نسل‌های امروز و فردا؛ نسلی که در جست‌وجوی آزادی است و با مرور زندگی او درمی‌یابد که ایستادگی، هرچند پرهزینه، سرانجام به بار خواهد نشست.